برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

اصطلاحات انگلیسی فراتر از خوردنی ها

در هر زبانی اصطلاحاتی وجود دارند که معنایی فراتر از آنچه که به نظر می رسد را حمل می کنند. اگر معنای لغوی یک اصطلاح یا جمله را “Literal” و معنای واقعی آن را “Figurative” بنامیم، آنچه که مورد نظر ماست حالت دوم می باشد. خیلی از این اصطلاحات خاص در زبان های مختلف از غذاها و خوردنی ها سرچشمه می گیرند. مانند “کسی که خربزه می خورد…” در فارسی که معنایش مستقیما به خوردن خربزه ارتباطی ندارد! در این مقاله مجموعه ای از اصطلاحات انگلیسی فراتر از خوردنی ها را به شما معرفی می کنیم.

 

چرا یادگیری اصطلاحات مهم است؟

یاد گرفتن یک زبان با یادگیری گرامر و لغات آن و همچنین رسم الخط و تلفظ و بیان امکان پذیر است. شما با تکرار و تمرین فراوان در این زمینه ها خواهید توانست که یک زبان خارجی را به خوبی صحبت کنید، بنویسید، بخوانید و بشنوید. اما آنچه که در زندگی روزمره در جریان است همیشه وارد کتاب ها نمی شود. اگر در گویش خود از اصطلاحات مورد استفاده ی مردم بهره نگیرید ایرادی به شما وارد نیست. اما وقتی آن ها را بشنوید و معنای آنها را ندانید یا به اشتباه برداشت کنید، برای خودتان ناخوشایند خواهد بود.

به طور کلی می توان گفت که یادگیری اینگونه اصطلاحات، در واقع شما را فرهنگ جوامع انگلیسی زبان آشنا می کند.

 

اصطلاحات انگلیسی فراتر از خوردنی ها

(It is) easy as a pie.

با معنای لغوی “به راحتی یک پای” برای بیان راحتی و سادگی انجام یک کار استفاده می شود. همانطور که می دانید یک “پای سیب” ترد و خوشمزه بسیار آسان درست می شود و خوردن آن هم بسیار آسان است!

 

(To) go bananas

ممکن است رفتار دیوانه وار میمون ها وقتی بیش از حد هیجان زده می شوند را دیده باشید. علاقه ی میمون ها به “موز” هم بر هیچکس پوشیده نیست. وقتی می گوییم :

That man has gone bananas!

موضوع هیچ ارتباطی با موز ندارد و منظور حرکات هیجان زده و بیش از حد فعال آن شخص است!

 

(You are) the apple of my eye

این عبارت هم ارتباطی با سیب ندارد و در روابط عاشقانه رد و بدل می شود. با گفتن آن به شخص مقابل می گویید که دوستش دارید و با تمام وجود او را می خواهید.

 

(To) spill the beans

آیا تا بحال ظرفی حاوی حبوبات از دستتان افتاده است؟! حتی اگر این اتفاق برای شما پیش نیامده، می توانید تصور کنید که چه فاجعه ای اتفاق می افتد! احتمالا تا روزها بعد از آن دانه های حبوبات را از گوشه و کنار پیدا می کنید. وقتی به شخصی می گویید که :

You have spilled the beans.

احتمالا چیزی گفته که نباید می گفته یا کار انجام داده که نباید انجام می داده است. مانند وقتی که شما قصد غافلگیر کردن یک دوست در جشن تولدش را دارید و شخص دیگری تمام ماجرا را افشا می کند!

معرفی اصطلاحات انگلیسی مربوط به خوراکی ها

(to be) full of beans

باز هم حبوبات و ماجراهای خاص آن ها! این اصطلاح کنایه از بسیار پرانرژی بودن و انجام حرکات هیجان زده است. این اصطلاح معمولا برای کودکان بیش از حد پر جنب و جوش استفاده می شود.

 

(To) butter somebody up

اصطلاح “کره مالی کردن یک شخص” کنایه از تعریف و تمجید از آن شخص دارد. ممکن است این تعریف و تمجید بجا باشد و ممکن است توام با چاپلوسی و تملق باشد. مثلا :

I had a meeting with my boss. I buttered him up for the promotion he gave me!

 

Have your cake and eat it too.

این اصطلاح وقتی بکار برده می شود که در موقعیتی قرار دارید و می خواهید که بیشترین استفاده را از آن ببرید. هرچند اگر استفاده ی تمام و کمال از آن موقعیت غیر ممکن باشد. درست مانند در دست داشتن یک کیک و خوردن آن که بیشترین انتظار شما از تصور یک کیک است!

 

That’s the way the cookie crumbles.

این اصطلاح اینگونه معنی می شود : اتفاق اینگونه می افتد! این در واقع یک اصطلاح برای قبول پیش آمد ها است و اذعان به این که قرار نیست همه چیز همیشه بر وفق مراد ما باشد.

 

در پایان این مقاله درباره ی اصطلاحات انگلیسی فراتر از خوردنی ها، تعداد بیشتری از اینگونه اصطلاحات را برای تحقیق بیشتر به شما معرفی می کنیم. با جستجوی آنلاین و یافتن معنای و توضیح اصطلاحات می توانید درک کاملی از آنها پیدا کنید.

(To be) the cream of the crop

(To) eat you out of house and home

(To) have all your eggs in one basket

(To) buy a lemon

There’s no use crying over spilled milk

(To) go nuts

(To be) paid peanuts

Two peas in a pod

(To be) in a pickle

(To) take something with a grain of salt

(To) drop like a sack of potatoes

The proof is in the pudding